X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 3 اسفند 1395

دربند،موزه سینما

دارم از شدت خاب کور میشم

ولی دوس دارم ثبت شه..صب ک ۱۰ بصورت یهوویی از خاب پریدم ینی خدا رحم کرد، خاهر ک ۷رف ب سمت یونی...بعد بنده ۱۰اینا ب ایدا پیام دادم ک گف تو راهه بعد چن دیقع گف صادقیس دیگ منم خودمو حاضر کردم با دوست خاهرم خدافظی کردم زدم بیرون از ولی عصر ب سمت تجریش ی۴۵دیق با مترو زمان برد...بعد تو مسیرم ی چن‌ نفرو‌راهنمایی کردم ،وااایی ی خانومی  ی سوتی داده بود‌:کلا خط اشتباه اومده بود‌منم در حد تایمی ک داشتم راهنماییش کردم‌هیچی دیگ جونم بگه ک از ایستگا تعاتر شهر رفتم تا دروازه دولت اون جا خطو چیپنج کردم ب سمت تجریش ...دیگ ایدام زودتر از من  رسیده بود ،وااای با مکافات پیداش کردم اون رفت بود میدون تجریش وایساده بود بعد کلاجهتی ک ب من میگف درس از اب درنمیومد، خلاصه ب بدبختی بهم محلق شدیم ...با مامان باباش اومده بود :))بهش میگم خو چرا با مترو‌نیومدی ن اینا ا ذیت میشدن ن طولانی بود؟؟میگ میترسیدم گم شم بعد با ی حالت پوکر فیس فقط نگاش کردم:))بعد میگ تو‌مدیریت بحرانت خوبه من گم شم میزنم زیر گریه :))گفتم مگ سواد نداری تابلو زده جانم بفهم ...خلاصه تصمیم‌گرفتیم بریم‌دربند خانوادش مارو بردن تا دربند ...:))مث این بچ ها، هرچقدر گفتم بابا تاکسی میگیریم من هستم‌گم نمیشی قانع نشد متاسفانه...خلاصه رسیدیم دربند ایی حال داد ...رفتیم باغ بهشت ی ناهار درس درمون‌زدیم و کلی زر زدیم از این زر های الکی:))بعد عکسو فیلمو ...ناهارو ایدا تقبل کرد قیمتش زیاد شد هر چقدر اصرار کردم‌ قبول نکرد‌ک من بدم خله دیگ:))بعدم اشاره کردیم، البت ایدا اول گف جای چن نفر خالیه مث مهسا :))بعد تا ۳دربندو‌گشتیم رفتیم‌تاکسی گرفتیم .رفتیم میدون تجریش مامان ایناش بازم اومدن دنبالمون:))مث این بچ ها:))ایداس دیگ‌:))خلاصه رفتیم ولی عصر موزه سینما اییییی با حال بود من ک‌دوس داشتم لاکچری بود :))موزه سینما بار اولم بود خوب بود ولی دربندو قبلا ها هم رفتم...ولی موزه جدید بود...بعددوباره اومدیم میدون من دیگ خدافظی کردم. رفتم ب سمت عشقم (مترو)همون مسیرو بر عکس رفتم تا تعاتر شهر ب خاهر ملحق شدیم بعد دیگ بازم مترو اومدیم کرج :)) حس خوبی بود...این همه ک تهران اومدم کلا با خانواده بودم‌تنها جایی نرفتم این اولین بار بود خودم تردد میکردم...

فردام خاهرم صب زود میرن اما من حوالی ۱۲میرم پیشش ...

فردا چقد خوبه حست میکنم نزدیکی مطمنم:))))))

میگم خدا از این همه معجزت ک بهم میدی میخام پرپرت شم؟؟خو توچرا خوبی؟؟چرا تا این حد اونم برا من ؟؟خدا هیچی فقط خاستم صدات کنم..

وایی پام تیر میکشه ، گردن ک برام نمونده...

سلیقه ایدا با من کلا متفاوت ولی کامل ب حرفاش گوش میکردم بعد میخندید: تو چرا انقد صبوری و‌ ب سلایقم احترام‌میزاری خاستم بگم دیوونم خلم عقل ندارم‌ولی در جواب گفتم ازم‌نخاه عقایدتو‌باور کنم اما برای اثباتش باهات تا ته دنیا میام ...

اما واقن تصمیم گرفتم منم‌مخالفت خودمو نشون بدم الکی سکوت نکنم و این تریپ روشنفکریو بذارم‌کنار اولش سخته ولی راه میفتم:))البت ی اپسیلون ب نظر خودم پیشرف کردم:))

ن ب گرمای این جا ن ب سرد بودن دیشب اخرش رفتم پالتومو پوشیدم خابیدم:))

فاطمه: امروز ب اون جمله فک میکردم تهران میبینمت. :))

عکسا و فیلما پیش ایداس ی چن تاشو دارم فقط:((ن این عکسا ی امروز ایدا ب هر دلیلی از دستشون بده ینی رفاقتمون کاته:))


نظرات (1)
وای پریسا من بدتر از آیدام
فکر کن من تو شهر خودمون به اون کوچیکی گم میشم انقدر حافظه ام ضعیفه که نگو، آرایشگاهی که میرم ماهی یبار میرم همیشه هم بدون استثنا گم میشم و پرسون پرسون می رسم به خیابون مورد نظر، حتی محله ی خودمونم بلد نیستم مسیرا رو که اصلا نگو داغونما داغون... خلاصه که تهران حسابی آویزونتم از الان گفتم خودتو آماده کنی :)))))
جواب: ببین منم تو شهر خودم خخخ وقتا ادرس میپرسم ولی کلا خودم تردد میکنم !تو تهرانم همیشه با خانواده بودم اما این بار ۷۰درصد تنهایی تردد کردم تا ب الان...ولی اوضاع ایدا خرابه واقن اون جایی ک گف ترسیدم‌گم شم میخاستم سرمو بکوبم ب ی جایی...چون هر اپسیلون اپسیلون تابلو راهنما هس چ تو مترو چ تو خیابونا...
هیچی دیگ سال بعد میشم گوگل مپ برات
البت اینک توم‌گم‌میشی طبیعیه ولی ایشالاتو ی ورژن اپدیت تر از ایدا باشی خونواده تورو نبرن

چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت 01:11
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد