X
تبلیغات
رایتل
شنبه 29 مهر 1396

نمیخام به کارکترم فکر کنم،اصرار نکنید:((

موقع خرید مهر،خاهر اوچیک بهم زنگ زد من مجردی رفت بودم سفرگف امروز رفتیم خرید لوازم التحریر ،منم گفتم خریدم کردی برامچیه خو‌یونی نمیرم مدرسه ام ندارم بیفتم ی گوشه عقده ایی شم والاااا،،خو داشتم میگفتم گف اره خرید کردم موقع انتخاب دفتر بابا چش خورده ب ی دفتر ک عکس جیگر روش بده ،با غش غش خنده گفت اینو بیار برا پریسا،اینم گفت چرا این خو؟پدرم فرموده جیگرو پریسا عین همن

بعدا دلیل را بعد از بازگشت از سفر از پدر جویا شدم

و فرمود :جیگرم‌هر  چی براش توضیح میدی میگ میفهمممممم در اخرم حرف خودشه توم عین اونینی تو عمرم انقد قانع نشدم

اون روز دخی دایی با خاهر اوچیک باب اسفنجی میدیدن ،یهو‌جفتشون با هر وکر میگن پریسا اومد ،منم منتظر بودم ی ادم متشخص و‌با کمالات بهم بگن ک میشد همون اندی

ولی یکهو نگا کردم دیدم‌جز اختاپوس کس دیگ ایی رو نشون نمیده،گفتم اندی رف؟گفتن نه...

گفتم پ من شبیه کی ام ک گفتین؟گفتن:اختاپوس

گفتم زهرماررررر،دخی دایی گف: جفت همید ،هر دوتاتون فقط ضد حال میزنیدبعد قانع شدن درباره جیگر اینم دومیش بود

اما این ماجرا ادامه دارد

اون شب این فیلمه هس میده نوار زرد شبک ۲،خو داشتیم نگا میکردیم ،بعد مامانم گف اححح این جناب سرگرده (کاوه کیهان)بعد چیزی نگف

بعد گف پریسا می دونی این اخلاق خشک و ضد حالو لجباز و مغروریش ب کی رفت؟؟منم تو ذهنم از حافظ تا علیرضا اذرو داشتم متصور میشدم ،ک یهو‌ گفتم هااا ،شبیع فلانیه ،گف برو بابا

این هوشه تو‌داری؟؟بعد گفتم خو‌کی مادر جان ؟گف پریسا،گفتم ها پریسا ی خاله فلان ایناگف بی ادب،دختر ب اون خوبی ،اجتماعی ،مردم دار،گفتم اره بابا اون دختر خوبیه

گفتم پ کدوم‌پرییسا؟

چن ثانیه زوم کرد ،خودم‌دوزاریم افتاد

گفتم‌ ماماننن،گف یا مانگفتم واقن من انقد مزخرفم ؟سکوت کردبرا اینک ضای نشم

گفتم اتفاقا خیلیم خوبه ،جفتمون با هوش،جذاب،خوش تیپ،تو دل برو،همه عاشقمون میشن

مامانم گف برو ی دست گل بخر بعد بده پیک بفرسته برات

مادر م هستم ،طبق شواهدو مدارک

حالا دیشب خونه داییم ،دوباره همین دخی دایی ،حالا خوب ۱۰سال ازش بزرگترم،ولی هیع احترام نمنوده مادررر

داشتیم دوباره کاوه رو نگا میکردیم،ی جاش عصبی شد زد تو شیش ک داشت با اون ناصره حرف میزد

با ی حالت پوکر فیس،میگ پری؟حالا بی ادبم سرشو گذاشت رو پای من ،میگ: ها ها هی هی هو هو هیییییههه از این صدا ها

میگم‌چت باران؟میگ توم عصبی میشی یهو نیم خیز میشی ،حالتتم مث این میش

ما خاستیم شرو‌کنیم ب درس خوندن ،ی سرما خوردگی گرفتم داغون اصن ،الانم گفتم بیام اینجا ک سرگرم شم دردمو یادم بره‌ولی نرفت

عاغااا تبریک،پسر داییم ب دنیا اومد میش داداش همین باران

چار روز دیگ این منو ب سخره میگیره بی ادب

طاقت نیاوردم رفتم بیمارستان دیدمش خوشمله

ولی قبلش ک عکسشو دیدم زدم تو سرم گفتم زشته

ولی زنده ک‌دیدم خوشگل بود،پسرمون بیچاره مث دختر عمش بد عکسه

این هرچی ژن خوب داره ازمن دارع

عاغا من کف کردم

از همین جا ی تشکر ویژه دارم از جناب امیر اقایی ک‌خیلی خوب شخصیت بنده رو بازی کردن سپاس برادر ،اجرت با خدا

ینی من این ۳تا شخصیت مذکور کنار هم میذارم ،ک ب شخصیت خویش پی ببرم نمی دونم چرا ترجیح میدم فک نکنمو بخابم...



نظرات (1)
نمی خواستم کامنت بذارما ولی خو واجب شد بذارم
برو از طرف من بارانو بماچ بوگو این از طرف فری، بوگو فری گفته خیلی دوست داره
بعدشم سر فرصت منو با باران آشنا کن :)
به زندایی ماهی هم بوگو فری تبریک می گوید :)
اسمشو چی گذاشتین؟
جواب: الان ک فک می کنم عمیق
توو باران واقن شباهت اخلاقی زیادی داریدواجب شد اشنا شید باهم ،جفتتون رو‌مخید
حتما ب زن دایی میگم،اسمش متغیره فلن قطعی نشده
ولی احتمالا ،احتمالا کیاراد
وایی فری انقد سفیدع،

پنج‌شنبه 4 آبان 1396 ساعت 05:20
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد