X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

باور هایی از جنس تو

و تو پایان ویرانی منی

از بدی اسباب کشی پیدا کردن

ی سری از چیز هایی هس ک نباید پیدا میشد

مث جزوه های المپیاد

چرک نویسام
یادگاری ها
حرف هایی ک خودم نوشتم
و...

این ر‌وز ها واقن شلوغه
ب بدبختی جاییو مرتب میکنی ک برا خاب البت در حدی ک عمودی جا شیم

الان من وسط کلی کارتنو اشغال خابیدم حس میکنم کلی جانور و پشه و حشره هم دورم‌هستن ،ک کاری از دستم بر نمیاد

من و خاهر این وریم (منزل قدیمی

پدر و مادر و اوچیک اون ورن کاشانه جدید برا خاب

ما برگشتیم ک کتاب جم کنیم:((فقطم کتاب من جم شد ک ماشالا

کتابخونه بزرگ و کارتن های پر از کتاب پدر مونده ک کار خودشه:))

هووف کلی کارتن باز نشده اون ورم مونده،خدااااا

منم ک سرما خوردم

حالا خوب نیرو‌کمکی داریم،این وضعممونه

کلیم چیز میز هس ک همه گیر دادن ک بنداز دور

ک منم مقاومت،چون همشون نوستالژیک

سر این قضیه کلی انرژیم هدر میشه،چون کلی بحث داریم با خاهر و‌مادر

حالا بابام فردا بیاد کتابامو ببینه،اونم ماجرا داره

هوووفهععهع

اون جاس ک شاعر میگ ،اسباب کشی خر است

یادم نیس اخرین دفعه ک درس خوندم کی بود؟

بهش فک میکنم تپش قلب میگیرم

کلی از اون‌ورم عقب افتادم هوووف
رانندگیم ک بماند ،عملیش تموم شد ،فردا باید میرفتم امتحان ک نمیرم مسلما،هووف دوباره ایین نامه ..صلوات عنایت بشه برا ارامشم:((

کی این الاخونی تموم شود ،الله اعلمم،مامانم ی پاش پیش زن داییمه ،ی نصف پاش پیش ما ،ی نصف دیگ پیش مامان بزرگم

مادر فداکار ،هرگز نمی تونم مث تو باشم...

اونی ک‌نصف شبی میره قبولی های کنکورو‌نگا میکنه اون منم با این حجم خستگی و بدبختی

نمی تونم توقع داشت باشم بپذیرم شاید ی روزی ی جایی نمی دونم اما الان هرگز،فقط می تونم تلاش کنم ازش بگذرم همین



غزولات شبانه ...بدنم میخاره فک

بکنم بهم حمله کردن کثافتا

شکر خدا ،بهار تا اخر تابستون الرژی وحشتناک دارم ب طوری ک مینیمم فقط روزی ۱۰۰تا باورش شاید سخت باش ولی دقیقا این جوری هس عطسه می کنم ابریزش

مماغم بماند

درمانم نداره:))یادمه ی بارش ک خونه زهرا بودم همدان

اصرار بریم دکتر الانه‌ک‌سکت مغزی کنی چون اون روز بالای ۱۰۰تا عطسه کردم‌تا ۱۰۰ش طبیعیه:))اون روز هوا ب شدت کثیف بود

ی جورایی ی منبعیم هستم برا سنجش میزان الودگی:))

اگرم‌هوا الوده بشه‌ک بدتر

ینی من تو‌اون ۶ماه جهنمه زندگیم ،فک کن یهو پشت سرهمش۲۰تا عطسه هوووف

بدنممم ک مرکز تجمع پشس

ینی ارق و عشقی ک این کثافتا ب من دارن بی نظیره
مثلا با زهرا اینا تواتاق میخابیم من نصف شبی از شدت نیش این نکبتا بی خاب میشم

اینا یکیشون حتی ی دونم نیشون نزده

دوستان بهم میگن حشره تارو مار بعضا پشه بندم میگن

چون من باشم دیگ ب کسی کار ندارن

اون ۶ماه عطسه شدید خارش شدید اصن جهنمه ،جهنم‌

صورتم دست و پام همش جای نیشن کلی پتوم بزنم بی فایدس

از این ورم ۶ماه درگیرم با سرما خوردگی

شیک بگم من ۱۲ماهو عطسه اب ریزش مماغم ب راهه شکر خدا

امشبم این جک و‌جونورا دوباره بهم حمله کردن

ب قول زهرا خیلی بدبختانه و احمقانه خاصم...

وااییی چقد تابستونا حرص میخورم من از شدت نیش گریم میگیره اینا همشون سالمن بعضی وقتلم ی جوری حمله میکننن ک دیگ جای نیش خون‌میشه:((

فک کنید پماد م میزنم ک نیان دور و برم بازم میان...ینی هیچ غلطی نمی تونم بکنم ...

خلاصه گفتم ی کم از خواص باورایی بگم

تهش من با سکت مغزی بر اثر عطسه از این دنیا میرم یا حمله شدید پشه‌و‌حشره ...ک زورم میاد انقد مفت بمیرم:))

کل تابستونم در حال فحش دادنم وقتی نک پشت سر هم عطسه می کنم تهش هی میگم‌کوفت زهر مار مرض:))تا این حد من‌خود شیفتم

ی بار انقد عطسع کردم فک‌کنم بالا ۲۰تا زدم‌،بعدش ی ۵ساعت خابیدم، ممتد...

دکترم رفتم گویند درمان ندارد ،قرص میشه مصرف کرد ،ولی متاسفانه جواب گو نی...

الانم وجودم میخاره ...چون قطعا حمله کردن بهم

تو حلقم خاهرم تخت خابیده ینی رسما حشره کش تضمینی ینی من...









[ پنج‌شنبه 4 آبان 1396 ] [ 04:14 ] [ باور ]

[ 6 نظر | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه