X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

باور هایی از جنس تو

و تو پایان ویرانی منی

عاغا من بدبخت تو فک و فامیل ب معلم خصوصی شهرت دارم تو مدرسه ام همین طور مثلا،یکی از دوستامو فیزیکشو من پاس کردم ب قول استاد جان ،شاگرد توعه تا من...یا حسابانش ،فقط این خوبیش این بود ،کم تر گیج میزد و طول سال میخون  ،بقیه هم شاگردهای فصلیم بودن:)

مثلا یکی از پسردایی هامو از چهارم ابتدایی تا اخر راهنمایی تمام ریاضی هاشو من گفتم بهش،بعد مغز ک نبود ،خدا توبه...

ینی هر چی میگفتم اصن هیچ مث بز نگا م میکرد ،ینی این بشر جمع و تفریقم بلد نبود جدی میگم حالا دیگ من چی کشیدم

بعد باید من مختصاتو توانو تالسو تناسبو ب این بشر حالی میکردم

مدلشم مث ماهی بود بعد چن ثانیه دادش صفر بود

وایییی چ کشیدم از دستش صدام بالا میرف ی دوبارم یکیش پنجم بود ی بارم راهنمایی زدمش:|

خیلی زشت بود میدونم ولی دیگ دیوانه شده بودم ...هی میگفتم پارسا عزیزم نفهم...وای جیگرم حال اومد زدمش ،بعد من دستم سنگینه:)زدم تو صورتش ،صورتش قرمز شد ،و مامان اینام پریدن تو اتاق پارسا رو بردن بیرون :)چوون اون لحظه من کنترل نمیشدم زده بودم ب سیم اخر،من مدلم از اوناییه ک فقط با ی بار گفتن حالی میشم هر موقم دبیرا ی مطلبو دوبار میگفتن من کلافه میشدممم...تکرار کردن اذیتم میکنه...

ینی ها این بشر  فقط امتحانات ترم یادش میفتاد ریاضی داره بعد از زیر صفر من اینو بالا میاوردم هر دفم ازجمع و تفریق شرو میکردم،...بعد دقیا تایمی میومد ک خودمم امتحان داشتم هربارم قبلش بابام میگف حالی نشد ول کن ،ولی من مدلم از اوناس تا طرفو حال نکنم ولش نمی کنم ینی نمی تونما...بعد مامانم میگف ب خاطر دایی نزنیش:)ک پارسا نفهم منو ب نقطه ایی میبرد ک دایی و مادر رو فراموش میکردم

ی بارم یکی از همسایه هامون پسرشو فرستاد ریاضی بگم ینی صد رحمت ب پارسا ،چقد کنترل کردم دندوناشو تو دماغش خورد نکنم ،ک اخرم منو برد ب ی نقطه ایی ده ها کیلومتر اون ور نقطه ایی ک پارسا منو میبرد،زدم رو دستش...شدید ،ینی مرحله ی جوریه ک بی خیال نامحرم و محرمو اینا میشی ...فک کنم ی س سالی از خودم کوچیکتر بود ،هربار منو میدید بعد اون روز میگرخید بدبخت:)سریع سلام میداد منم میگفتم سلام پسرم؛))

پارسا هم دو سال کوچیکتر بود ،ک این بشر منو پیر کرد

امشبم نوبت دختر عمو هست ،معلوم نی طول سال چ غلطی میکنن...

اشاره کردم ب مادر نه نه نه،مامانم از اون ور میگف پریسا میگ بیاد مشکلی نی:|

فلن تلفنی کارشو راه انداختم ...ولی واقن تدریس سخته ،مخصوصا برا من ک تا طرف شیر فهم نشه ولش نمی کنم ینی مسعولیت نخوندن اونو من باید بر دوش بکشم

مشکل این یکی اینه نمیشه بزنمش:|

امیدوارم کار و ب اونجا نرسونه،اون گوشی زهرماریتو چار روز ول میکردی الان بلد بودی

پارسال ب یکی از دختران هم کار مامانم فیزیک دانشگارو گفتم...دانشجو بود ...ی جاایی فقط نگاش کردم ،حس کردم ن من ن اون چیزی برا باخت نداریم...

ک هرچند با نمرع ۱۷پاسش دادم...عاغه وسطاش گف جون خودت حالیم کن ذرت و پیتزا دستمزدت...عاغا من چشامو بر همه ظلمات بستم ب امید اون دلبرا،الانم داره میشه دوسال شما دلبر خوردید ما نخوردیم توسط اوشون...حیف اون انرژی،هربارم میزنم تو صورتش ک خاهر ،چی شد؟بعد میگ تو وقتت پره:|

نامرد عالم اون منو دعوت کنه من نرم...

استاد جانم همیشه هرکی حالیش نمیشد میگف پریسا ؟؟تو چی کاره ایی ها؟،براشون وقت بذار:|

الحق من اگ با این تدریسام پول میگرفتم الان ی پراید هاش بک:))زیر پام بود  دستت دوم خوب،تولید ۹۰مثلا:)ب تمام امام زاده ها

یا مثلا اول راهنمایی مامان منو برد مدرسه با پنجمی هاشون برا ازمون نمونه کار کنم هفت نفر بودن...تو‌روستا...

عاغا دیگ نگم چ اوضاعی بود...با افتخار از هفت نفر پنج نفر قبول شدن:)

الانم مادر جان قراره دستمزد منو بده،:||بعد میگ پول پول نکن ب فکر ثواب کارت باش...من ثواب نخام کیو باس دید؟

چقد من فی سبیل الله نفهم رو بافهم کردم...

الان فک میکنم پراید هاش بک سفید صفر داشتم ،هییع

خدا امشبو ب خیر بگذرونه







[ یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ] [ 19:42 ] [ باور ]

[ 14 نظر | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه