X
تبلیغات
زولا

باور هایی از جنس تو

و تو پایان ویرانی منی

غرق خاب بودم الان، خاهرم با گوشی اومد تو اتاق باران....من دقیقا ،فیلم‌خط ویژه رو‌دیدید؟؟اون جا ک‌محسن از خاب پا میشه:)من اون مدلی بودم..گوشی رو بهم داد...همکار مامانم بود البته از اون رفیق صمیمی هاس بیست و اندی سال رفیقن...خلاصه من با صدای گرفته سلام خاله اینا...

نگو اینا قبلا چن روز پیش با مامانم هماهنگ کردن امروز س شنب بیان دنبالم بریم ددر...حالا من با پسر ،خاله جان ،خاهر بر ادریم:||از نوع این شیری میریا ولی میگن قانونیش نشده:||چون فقط من خوردم :||نذاشتم اون حق منو بخوره:||نوزادیم غیرتم رو داشت هام بیشتر بودا...

خلاصه ک ما با عاقای برا در بریم بیرون بعد اینک گردش تموم شد بریم خونه او نا:|منم ب قول خاهرم بسیار بیشخصیاته گفتم نه:||مچکر...تا شما ها باشید جای من قول ندید والا

حالا مامانم خونه نیس بیاد ی دست حسابی این جانب را ب توپ میبندد ک دختر چرا انقد بیشعوری:))

حالا این داداش من؛)))خدااااا:)))خیلی روحیه عجیبی داره ،از این لطیفا ،اصن ی وضعی روحیش مث سفید برفیه:)))))

بچ بودیم بازی میکردیم خرم میکرد:||عاشق خاله بازی بود:|||حالا من متنفرررررررر از این  بازی:||همیشم اون مامان بود :|||

من ی نقش حاشیه میگرفتم دراز کش بیشتر ک فقط بخورم مهم ترین اپشن من برا زندگی

...

حالا داداش اینجانب بسیار بسیووووررر با کلاس:||

از این خوشتیپا ...خو‌من الان همه لباسام  ک چن هفت پیش شسته شد تو اعماق دود همششش چروکک نابود...من از قبل کنکور میخام‌کفش بخرم ک حسش نیس...خلاصه من نابود چ‌توقعی دارید پاشم برم بیرون ؟؟اونم با داداش ب شدت با کلاس ک مارک میپوشه:||واقن که،حالا برا مامانمم بگ میگ تو لباس نداری؟؟اونا چین اون همه لباسس پ نمیخای ؟؟پرتش می کنم:|||

بعدم داداش من روحش لطیفه ،منو با تیپ این مدلی ببینه دق می کنه:)+

قبلا ها تلفنی حرف میزدیم باورکنید کلا من گوش بودم انقد برام خاطره های لطیفشو میگف...

بچم بود گفتم دیگ عاشق خاله بازی...الانم ی کد بانو ...من ک الانم اون نیمرو‌درس کردن هم پاس دادم ب باران...ایشون غذا بلده در حد مرگ...ی بار خونشون برام مرغ درس کرد خدا شاهده تا کله رفته بودم تو‌بشقاب...بعد گف پری جان بی زحمت سیب زمینی رو‌پوست میگیری؟؟(دقیقا نوع مکالمش اینه)من :هان...

ی سیبو بر داشتمی دور نزده بودم ک پوستش کنده شه:|گف بده نمیخاد خرابش می کنی:||

خلاصه خاهرم هی میگ ضرر کردی با هم میرفتید ددر  بعدم ی درصد احتمال بده اگ شامو خود برادر درس میکرد:(((غمگینم کرد...

وایی مامانم زنگ زد ب خاهر ...پوستم کندس...

خلاصه چن سال دیگ برا داداشم خاستگار میاد...:))))

انصافا با این اشپزی ک این بلده حالا خونه داریش ،تمیز میکنه در حد لالیگا:||مهریه باید بر حسب تولدش میلادی در نظر بگیریم...

عاغییی ،راهنمایی برادر با یکی از پسرای همکار بابام ک ما اصن باهم سازگار نداریم هم کلاس بودن...

ی بار این پسره ای خدا :))ب برادر میگ حال خاهر عتیقت چ طوره؟؟بیشعور:))

عاغا اینم غیرتی میشه میزنتش:||کارشون ب دفتر و‌مدیر میرسه...علت دعوا .این بود ک‌فش داده ب خاهرم:))

عاغا خالم با حالت غش غش از خنده ،چون این اولین دعوای برادر بود ...کسی ک ب شدت لطیفه و‌مهربون...

ک‌عاقا دعوا کرده ،سر پری...وقتی ب من گفتن انقد خندیدم صرفا برا کلمه عتیقه، بیشعور...

بعد گفتم خو کشتش ؟؟:||باید میکشتش والاااابقیش سوسول بازیه...

وووووییی از این پسره چقد بدم میومد...هر بار ک بچ‌بودیم میومدن خونمون بابام میگف نزنیش:|||زشته:||


عاغا ما ب دلیل لباس درس وحسابی رد کردم ی پیشنهاد خیلی خوبیو...

این همه ضررر...ای خدا










[ سه‌شنبه 26 تیر 1397 ] [ 19:27 ] [ باور ]

[ 1 نظر | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه