X
تبلیغات
زولا

باور هایی از جنس تو

و تو پایان ویرانی منی


دیشب نزدیکای یک حرکت کردم ب سمت تهران صبشم هفت صب از ملایر اومدیم...تهرانو تنها امدم...

الانم دانشگاه تهرانم...بوف ادبیات چای و‌نیمرو میزنم...تا الان با ی دانشجو حرف زدم‌ک ب همه سوالاتم‌پاسخ داد:|دمش گرم ...دانشجو فیزیک بود ی جوراییم نابغه دانشکدشون ...اسمشو فقط فهمیدم اونم دوستاش ک صداش میکرد ن از همه چی حرف زد از رشته تغغیر رشته جو‌دانشگاه اساتید کمال گرایی:||

ک این اقا هم دقیقا ی کمال گرا مث من...اونم فهمید این کمال گرایی منو...از هشت و نیم شرو‌شد حرف زدن تا نزدیکای ده..من ی جا سوالاتم تموم شد ک ایشون خودشون ادامه میدادن واقن مفید بودو ب درد بخور...

خودشم راهی خارج ایرانه...

ب بابام زنگ زدم‌گفتم ی دیونه مث خودم‌پیدا کردم ک البت اون توب کرده:))گف ب امید توب تو نیز:))

بابا خوش حال بود ک‌من یکم از اون شریف گفتنا افتادم...اما‌‌...

ب قول این اقای فیزیکدان گاهی  اونی ک‌واسه همه خوبه قرار نیس واسه تو‌هم همین طور باشه...

واقعیت بهش حسودیم‌ شد ن ب خاطر موقعیتش نه دقیقا ب خاطر روحیش ...اونی ک من نداشتم..‌.خیلیم باهم حرف زد دیگ غصه این دو سالو نخورم...

خیلی حرف زدیم بقیش بماند ...برم‌چایی

[ سه‌شنبه 16 مرداد 1397 ] [ 10:49 ] [ باور ]

[ 1 نظر | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه