X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 3 بهمن 1395

بسم الله امید من

باورم سلام پشت کنکور ریاضی پارسال نرفتم چون ب چیزی ک میخاستم نمی رسیدم برا همین موندن را ب رفتن نرجیح دادم

این جا گزارش کار هامو فقط می نویسمو بس


هدف من برق شریفه

تا حالام خوندم ولی نه خخخ خوب خخخ راضیم نمیکنه و کفاف هدفم نمیده فعلا همینا

جمعه 4 اسفند 1396

صرفا جهت ثبت

چرا دیدار  های من وتو این شکلیه؟؟چرا ما قرار نمیگیریم ینی من ینی تو...

میدونی ک نمیشه ادامه داد؟میدونی چ گذشت بر من اصن خبر داری؟اصن انقدی ک من میخام تورا تو چی؟میدونی گاهی میگم کاش هیچ وقت ارزوم نمیشدی ...اما پشیمون میشم ،میگ ۸ام اونم بیاد میگم نه ازش خوشم نمیاد میگ هم اتاقیش ارزوتو رو دارع نفس میکش...عادی میگم  مهم نیس،بعد ری اکشنم جوری میش ک خیلیم مهمه...

دیشب ک مث ۹۳اتفاق افتاد اون اتفاق های ۹۳،ب خودم گفتم ینی تاوان بدم دوباره؟تو برا هرکی ک تو را ارزو کرد این طوری کردی؟یا من فقط؟

میشه ۹۳اتفاق بیفت جز اون بخش هولناکش...

اون اهنگ ک پلی میشد یاد تمام روزهایی ک گز میکردم از دفتر زن دایی تا خونه با کوله و پلاستیک های پر از کتاب...

با هنز فری چ عاشقی میکردم ...من پریسارو گذاشتم...نوبت توه دیگ نه؟ولی من دیوانه باز عاشقم...قبول داری ی چیزایی خیلی خوب شده...

تو باش فقط همین ...فقط میترسم اگ اون شکلی تاوان بدم صداشو در نیاوردم میترسم بازم چیز های عجیب بشنوم...

من هیچ همدمی جز تو ندارم...دیگ هیچ کس نی جز تو...برگرد همین طاقتم دارد گریه میکند...

اما بازم مث ۹۳جانم ب فدای توولی جدی دوباره نخای اثباتش کنم:))

مخلصیم  ناب من...من از روی اجبار ن ب زور خانواده ن حرف و غزولات بقیه ن قمپزت ن هیچ دیگ انتخابت کردم ...میدونی من خالصانه میخامت هدف جانم...من عاشقم من دیوانه ام ،برا همین معادله های من فرق میکنه...من تورا ب خاطر خودت میخام تا الانشم نشون دادم انقد تاوان دادم ،نمیخام بگم ک فک نکنی خدایی نکرده منته ،تومنت نیستی تو رحمت منی:))میخامتتتتتتتتتت‌...

دیدار نزدیکه اره:))اییییی جانممممممممم ،میخامتتتتتتتتت

.پ.ن میترسم ببینمت دیوانه تر شم،میترسم ببینمت از ره در بدر شم...کسی نمیفهمه ک من با دیدنت چ بر من میگذرد...

خدایی هس عاشق من...:)



شنبه 21 بهمن 1396

اسپاگوش بخاند

اسپاگوش :))واقعیتش خب اگ پست قبلو‌خوندی بنده قرار بود دیگ ننویسم...

با دیدن کامنتت خودمو زدم ب بیخیالی ولی واقعیتش عذاب وجدان داشتم...تا اینک کامنت دومت ب دستم رسید و‌نتونستم انقد بی رحمانه بگذرم

اولا لطفا مارو از الگو‌گرفتن برها:))من الگوی خوبی نیستم این ن تواضع ن هیچی واقعیت ادم های بزرگ رو الگو قرار بده ن منو:))

خب اسپا گوش اسمتم بامزس:))

ی سری سوالا پرسیدی ک ب شدت طولانین جوابش برا همین گفتم ی پست برات بذارم‌

خب سوال اولت خیر...

سوال دوم :ببین فرزند‌جان پیشنهاد ما ادامه دادن با مهندس مهربان هس:))

سوال سوم:من میگم اره ...ببین فرزند من میفهمم تو‌هدفت شریفه ترازتم انقدام فجیع نی ک بخای اینطوری کنی،مورد دیگ گیرمم اونی ک میگی هستی،می دونی اسپاگوش من دوبار ته این راهو رفتم حکایت رسیدن و‌نرسیدن شدن و‌نشدنشو این خودتی ک رقم میزنی،میدونی اسپاگوش ،سال اول کنکورم اگ فقط دوماه دندون رو‌جیگر میذاشتم الان رسیده بودم شک ندارم و سال دوم ما و‌همان اشتباهات گذشت...می دونی اسپاگوش تو‌ک الان مختصاتت خوب باشد این تراز مال شریف نیس ک بدرک...مگ فردا کنکوره ک‌ داری این طور حکم صادر میکنی؟۴ماه زمانی ک اگ تو بخای اسپاگوش بهت قول میدم‌میشه...

حاضرمم قسم‌بخورم پاش...باش رقابت واس شریف زیاد هرچی،توم‌کم نداری از اونا بکش بالا خودتو...خودت میگی اشکالاتو یافتتی،خب چی از این بهتر تو‌با تراز ۶۰۰۰و‌خورده خوب بهت قول میدم اون اشکالارو‌درستش کنی شریف واس توعه...

اسپاگوش درگیر تراز و‌کوفت و زهرمار نشو ک همین منو بدبخت کرد ببین اینارو‌ک دارم میگم برات قصه نیس ها ،حقیقت زندگی ی ادمه اسپاگوش لطفا با ی سری ا ز احساسات کاذب طعم تلخ پشت کنکور ماندن را سهم خودت نکن فک نکن سال بعد میش ۴۸ساعت ن اتفاقا باور کن باور کن میش ۱۲ساعت...

پس لطفا این چرندیات احمقانه را بنداز دور خودت گفتی حرفام میتونه بهت کمک کنه‌چون من ته این راهو رفتم و اومدم پ چون تهشو رفتم و‌اومدم دارم میگم این چرندیاتو بشنو و باور نکن و‌دراخر  لعنت بر قلم‌چی

اگر ب تراز بود الان جای کلی ادما باید فرق میکرد تلاشتو بکن ولی ن ب خاطر تراز هدف تو‌کنکور ....بیا جلو بی تراز و‌کوفت وظیفه را انجام بده این چیزایی ک تو‌بهش فک میکنی همش فرعه مهندس:))من تهشو‌میدونم ها پ باور کن

و‌مورد دیگ خب یکم س مطالعه و‌تست من‌گول زنندس:))من س مطالعه ام پایبنن ولی تعداد تستم بالاس حالا ن خیلی بالا ولی در حدی هس ک ب خاطر س مطالعه کمم خودمو نزنم:)) اونم خب مسلمه من دوسال دارم با این کتابا زمان بهم میبافم و کلهم پایمم خوبه...پ این جا من چیزی نگم در مورد خودم بهتره چون توم‌مدرسه ایی هستی پ کلی فرق داریم هرچن با اوضاعی ک داری من از تستات راضیم:))فقط بکش بالا چون با توضیحاتت گنجایشت بالاس:+)و‌مرور خودتم‌گفتی یکی ا  زمشکلات ک مطمنم رفعش میکنی چون تو‌هدف داری:))

ا ری حتما جامع سنجشو بیا:))

و‌سوال دیگتم هان،این بود ببین تحلیلی جیگره:))باهاش را بیا درصدتم بد نی،ولی می دونی چیه درد تحلیلی فرار بودنشع،از بس پر از فرموله پ نمین مرور زیادو بهت توصیه میکنم اره ب نظرم فک  خوبیه بعد برنامت با موج بیا جلو

خب من هندسه حذفی دارم:!روم ب دیوار...ببین من هندسم خوب و اثباتمم همین طور کلا قدرت اثباتم خوب ولی خب تشریحیش ، تستای هندسه رو‌اگ ۱۰دیق بهم‌وقت بدن حل میکنم ولی خب ۱۰دیق نیس و ی دیقه و اندیه..برا همین با تمام ارادتی ک ب اثبات قضایای هندسع دارم ی فوصلیو‌حذف کردم‌ولی تبدیلاتو حجمو‌دو‌فصل اول هندسه یک‌و‌دو رو دارم:))بقیش حذف درحد درسنامه بی تستی:))توم‌گفتی دایره رو‌حذف کردی میگم مشکلی نی ...

چون تست هندسه نمیش حساب روش باز کرد اره منم میگم عوضش بیشت  رو دیف ک جواب دادنش ب شرط  کار کردنش امکان پذیره کار کن...

پ اینم نگران نباش:))اون ک‌حذف اصن من ۱۰۰سال دیگ کنکو ر بدما ها باز تکواژ واژه مشتقات و مرکب و ربط و‌این کوفتیا حذفن:))عاغه تکواژ چیه پییففف...اینم توم با توضیحاتی ک دادی حالی بدتر از من داری:))حذفش اصن حلاله اری قرابتو بچسب:))

خب اسپاگوش برات موفق هایت هارو ارزو میکنم لیاتقتشو داری قول میدم اشکالاتو دیگ تکرار نکنی کلی بهت ر میشی...

معذرت برای دیر ج دادن...

مدرسه وقت گیره درس اما قدرشو بدون:)نذار بشی مث من ک برا رفتنش در حد ثانیه ...

نذار با اسم مدرسه و‌دبیرات اشکات بریزن...ازش خاطرن بساز این نفسای عاغرو‌ن مث من ک با تمام قوا گند زدم اصن نرفتم مدرسه بی خود و الکی...و اون روزای خوبو از خودم صلب کردم...

ببین رفیق من خوب تمومش کن از تمام توانت بهره ببر،اون حرف خودت من خیلی رو س مطالعه تاکیبد ندارم همون تعداد تست برام مهم تره اگ تعداد تستت خوبه ک فک کنم گفتی خوب پ نگران س مطالعه نباش شکر خدا نشون میدع ک تو‌پتانسیلت بالاس...

و‌اسپاگوش ب عنوان کسی ک دوتا پیرهن تو این راه پاره کردم بهت میگم ،درکت میکنم با تمام سلول هام حرفات عین پریسایسال ۹۵بود اما پریسای سال ۹۵بحرانی تصمیم گرف ...اشتبا فک کرد اشتبا چرتک انداخت حساب کتابش اشتباهی شد فک کرد ته خطه اما درس همون روزی ک فک کرد ته خطه پریسا فقط ی راند دیگ ب موفقیتش مونده بود ،اون روز لعنتی اردیبهشت کافی بود پریسا ی جور دیگ فک‌کنه اون روز خرداد ماه ک پی جزوم میگشتم و ی لحظه ک سرمو بالا اوردم و اون فکر لعنتی ب ذهنم رسید کافی بود پریسا ی چک محکم بزنه تو گوشش ومیگف خف شو‌و شرو میکرد ب خوندنش...

اسپا گوش توم دقیقا چیزی ب موفقیتت نمونده خرابش نکن ک مطمنم نمیذاری...

تهشو برو اسپاگوش مث الانت ک محکمی محکم بمون و حتی محکم تر اسپاگوش تهشو برو ببین نذار مث من ی عمر حسرت اینک اگ تا تهشو میرفتم شاید...رو‌دلت بمونه

گفتی جوابتو بدم‌چون مطمنی برات مفیده،برات نوشتم ب امید همون حرفت ک برات مفید باشه بهم‌گوش بده اسپاگوس کم نیار کم نذار...

اون فکرا خود کثافتشه خود  شیطونه نذار بهت مسلط شه بعد ها خلاص شدنش مصیبت است...

شکر خدا موقعیت فلاکت باری نیاری خیلیم خوبه و میتونه بهت  و بهتر و بهتر شه پ با قدرت کار کن و بیا جلو اسپاگوش...خدا منتظر توعه،منتظرش نذار چون درد شرمنده شدن خیلی سخته اسپاگوش درد شرمنده شدن هیچ دوایی تسکینش نمی دهد کشیدم ک میگم...

اشک شوق بی پایان را ب خودت ب خدات ب کسانی ک با تمام وجود دوست دارن هدیع بده ن غم را ن گریه ن اینک با هربار نگاه کردنت و‌مرور ی خاطراتی بارها و بارها پیر شوند و تو‌فقط نظارگرشان باشی...

اسپاگوش قوی باش دختر چیزی ک هنوز ازت صلب نشده را از خودت صلبش نکن اسپاگوش...این بزرگترین حماقت من بود سوت پایان را زمانی زدم ک درس کلی وقت داشتم...

خدایت را خدایت را دریاب خداوندت منتظظر توست منتظر رسیدنت می ماند...اسپاگوش فقط شرمنده نباش همین نذار ک انقد شرمنده بشی ک روت نشه ب اسمانش نگا کنی و ...اسپاگوش دست پر برو تهش چی میشه را رها کن تو وظیف را درس انجام بده اسپاگوش چرتک ننداز نگو من من من من...بگذار خدا کارش را انجام بدهد تو باشو تلاشت را تا اخرین نفس ۷تیر راس ساعت ۱۲و ۱۰دیق انجام بده و بقیش خدا داند...جوری بجنگ ک ۷تیر بگی من تمام اسپاگوش را گذاشتم تمامش را ن ی عمر  کی مرور ساده بشه کابوست و‌ همیشه خودت را سرزنشکنی ک اگ مرور میکردم ۴۰تا سوالو‌ج میدام...پس تو اسپاگوش را خالص در میدان بذار...می دونی اسپاگوش کم نذار ...

اسپاگوش اگ این ۴ماه ب شریف نرسی افسانن های سال بعد را باور نکن تو‌اگ ۴ماهه ب شریف نرسی بهت قول میدم ۱۰ساله ام نمیرسی...پس بجنگ دختر چیزی نمونده ک کارت دانشجویی شریفتو کنار کارت ملیت بذاری...

برات ارزوی ارامش را دارم ن چیز دیگر...هر سوال دیگ ایی داشتی در خدمتم ن اتفاقا من سر ذوق میام برا ادم های خوش انرژی مث شما بنویسم

و تاخییرم د  رنوشتن دلیلی بود ک بالا گفتم...خب اینو‌ پستو ک خوندی جلدی بپر پای درست وقت کشیم نکن:))

چیزی ب طلوع ناب ترین روز زندگیت نمانده بدو‌دختر...

توکل کن...توکل واقعی ن توهم توکل داشتن:))

تهشو تو‌تموم کن ن اشتباهات...






دوشنبه 9 بهمن 1396

اخر ش سر رسید...انگار

از سر شب دارم فک میکنم خیلی جدی چن بارم اومدم پست بذارم ،بعد پشیمون شدم گفتم نکن مث دف های قبل بشه...و اینا...حال ندارم خیلی تایپ کنم چون اصن حسش نی ،صرف اینک،میخام بگم این وب اپ نمیش،ینی حتی نامبرده بخاهد بنویسد مطمن نیس این جا باشد یا جایی بدون اسم و نشونه،مث خیلیا ک بی نشون مینویسن...

کار ندارم...دیگ این جا دچار خود سانسوری شدم از بس ،همه میشناسن و اینک حال خوبیم ندارم...

این وب خاطرات خوبی داشت مث اقا حبیب،اما خاطرات سراسر بد هم داشت...روزهای خوبیم در این خرابات داشت،اما فلن نوشتن ارومم نمیکند قبلا ها این طور نبود مینوشتم اروم‌میشدم ،اما حالا با نوشتن گر میگیرم...

شاید روزی خاستم همین جا بنویسم شایدم نه...اما مطمنا از نتیج عاغر بازی بی نصیبتون نمیذارم

از وب و وب خونی حالم بهم میخوره ...زمانی جذاب بود از دوم دبیرستان مبتلاش شدم ،اما دیگ فلن ازش خوشم نمیاد...

خلاصه حرف زیاده و من ب شدت خابم میاد در همین حد خدافظ...

پ.ن اقا حبیب عجیب ولی من منتظرم شما بازم برام کامنت بذارید پ من کامنت رو باز میذارم ب خاطر شما،حتی اگ ۱۰سال دیگ‌گذر تون ب این‌جا خورد،بدونید باور هنوزم‌کامنت هارا ب امید‌کامنت شما‌چک‌میکند ،شک‌نکنید‌پ‌هر وقت‌اومدید‌من‌هستم‌ب شرط حیات

پ.ن فاطمه(خاهر لپ جان)من هیچ ادرسی ازت ندارم سر زدی ی نشون بذار اگر تمایل داشتی اگرم نه کماکان برات سبز هارو ارزو‌دارم و لپ جان هم سلامت...

پ.ن‌در مختصات شخصیت ترسناکم‌قرا  گرفتم...سعی کردم بفهمونم منو ب این نقطه نکشونید

میشد سیمم و هر نشونه دیگ ایی ک دارمو اتیش میزدم...

یاحق هممون


یکشنبه 8 بهمن 1396

پدر اکتیو بودنم ،مکافات است...

سر ناهار خاهرم گف ،من برات مبحثی ک اکشال داریو میگم ولی مطمنم تو مقاومتت بالاس و کسی جز دبیر دیف حریفت نمیش،از اون طرفم من دارم برمیگردم خابگاه

منم گفتم نوموخاااممم برم،دوس ندارممم

خاهرم گف امسال سال لج نی،با کی لج کردی لج کردی چی بش

؟؟ج ندادم

تا رسید ب چندی پیش ک دبیر دیف ب بابام زنگ زد گرم صحبت منم رو مبل جلوس کردم و دستام یخ کرده بودن..

یهو بابام گف،پریسا اشکال داره ،میخاد بیاد خدمتتون حالا برنامه چی باشه؟

من این ور:بالا پایین نگوووو ،نگوووو مامانم ابرو اینا زشت نکن مسخره بازی درنیار..هیچی خف شدم دیگ قوربون پدر اره مبحث فلان گسسته(استیکر هس فقط ی خط رو لباشه اون من بودم )

اشکال داره...دوباره برگشتن سر بحث خودشون،یهو بابا گف ،دبیر دیف جان پریسا مشتاق باهاتون حرف بزنه از اول تلفن نشست و مشتاق صحبته(دوباره من همون استیکره)

بعد رو ب مامانم زج میزدم مامانمم زشت ،اروم باش

اره من دوس داشتم بحرفم ولی نمیخاستم ک بحرفم...

هیچی موبایلو گرفتم سلام و اینا...بعد گف اوضا؟گفتم خوب...

منم نیشم تا گوشم باز بود از استرس

حالا گف خو دقیق اشکالا چیه؟یادم رف...ی چرتایی گفتم:))

گفتم خو دبیر دیف بریم موسسه،یا محل کار بابام؟گف هیچ کدوم میام خونه!!دوباره من پریدم هوا از اون ور بابام اره همین خوبه،

ک نه اذیت میشید ،گف اذیت چی؟این طوری راحت تره توم با این سرما نمیای بیرون

ب طبع من اون همه زج زدم خو اخه نامرد من باید خونه تمیز کنم اتاقو...واویلا

هیچ قط کردم ،مامانم از اون ور اخ جون اتاقت تمیز میش،دختر خوبی باش وگرن لوت میدم

سپاس از خانواده باحال من ک کلا غرور و شخصیت بنده رو له کردن

الانم نمیدونم خوش باشم یا نه؟

دارم فک میکنم ی تدبیری بیندشم ب دبیر فیزیکم بگن اشکال دارم

ولی جدا من نمیخاستم برم حتی میخاستم اگ حالی نشدم واس خودم یا خاهرم دیلیت کنم ،چون نمیخاستم برم...ولی پدر خراب کرد...پوووووففف اون جاشو داره لحظه شوماری میکنی بحرف!پریسا غلط کرد...ای بابا حالا اتاقو کی تمیز کنه؟؟؟لباس چی بپوشم؟؟پذیرایی چی باشه؟الله اکبر

اکشال فیزیکو چ کنم؟برم ب طور نامحسوس بگم بابا فیزیکم مشکل دارم خودش ردیف میکنه



( تعداد کل: 92 )
   1      2      3      4      5      ...      19      >>